أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
305
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
امام الزمان نيز تقديم شرايط طواف نموده بازگشت . و چون به دار السّلام بغداد مراجعت دست داد و در منزلى كه قبل از توجّه رايات همايون به سرّ من راى ، بعضى از امرا به ديوار كردن آن زمين بهشتآسا حسب الحكم مشغول شده بودند و آن موضع پيوسته دروازهء قراقاپو سمت احداث مىيافت فرود آمده به لوازم كامرانى و كشاكش اقداح دوستگانى شتافت . بيت صلاى باده زد شاه ملكذات * بيا ساقى كه فى التاخير آفات دلا بشنو كه بر شاه ملكزاد * چه سان آمد همايون فتح بغداد گهى كافراخت سويش رايت عزم * عدو بر جا نماند از غايت حزم چو در بودن نديد آنجاى چاره * نمود از بخت و تخت خود كناره [ 391 ] ز اقبال شه فرخندهآثار * مسخر شد چنان ملكى به يك بار چو خاطر شد تهى از فكر ملكش * عزيمت شد عنانكش سوى فلكش چو زورق برد بيرونش ز دجله * حريم حلّهاش گرديد حجله وز آنجا رفت چون ره بود معلوم * به طوف مرقد آن چار معصوم ز طوف كويشان چون ناز پرداخت * خداش از نور كاظم ديدهور ساخت سخن كوته چو فتح اينچنين يافت * به عالم دولت دنيا و دين يافت الهى تا به دنيا كسب دين است * فلك را مرزع احسان زمينست ز شاه آباد كن دنيا و دين را * ز فيضش بهره ده روى زمين را ور او آيد به تنگ از ملكدارى * رود در پرده از تقدير بارى بر اولادش جهاندارى مسلّم * بناى ملكشان زانگونه محكم كه ايشان تا قيامت شاه باشند * ز رسم دين و داد آگاه باشند